تبليغاتX
سیاه مشق
 

سنتور : رضا شفیعیان

 تنبک : بهمن رجبی

 از اینجا بشنوید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 19:8  توسط سرمست  | 

 

" حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را بزنی "

(جمله ای که ولتر متفکر فرانسوی به مخالف خود می گوید)

مطالب و همچنین صفحه نظرات و بسیاری از مسائل دیگر در سیاه مشق شاهدی بر آزادانه بودن آن می باشد . آقای بهمن رجبی در ارتباط با اظهار نظر های استاد محمدرضا لطفی مربوط به تنبک نامه (بیانیه،جوابیه،...) ای را برای سیاه مشق ارسال داشتند که در اینجا متن اصلی نامه با دستخط خود ایشان را قرار می دهیم، و طبق روال گذشته نظرات و دیدگاه های دوستان و خوانندگان سیاه مشق کاملا آزادانه منعکس خواهد گردید .

 از اینجا دریافت کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 2:1  توسط سرمست  | 

     

  

 

در قسمت قبل دوستان لطف کردند و صحبت هایی رو مطرح نمودند که بسیار جالب بود ، همچنین بسیار استفاده بردم و تشکر می کنم از همراهی عزیزان و امیدوارم تا با یاری شما این مباحث بیش از پیش تداوم داشته باشد و مورد استفاده قرار بگیرد .

...حتی در طبیعت ، فریاد نمودار مستقیم زندگی عاطفی درونی شناخته می شود . ولی هر مجموعه ای از اصوات یا فریادها در نفس خود هنر نیست ، بلکه فقط زمانی هنر می گردد که جان ، آن ها را در نسجی ظریف از روابط منظم به هم پیوند دهد . این گونه روابط منظم ، وحدتی در اختلاف اصوات وارد می کند . کثرت خام و ناپرداخته ، زیبا نیست . ولی کثرتی که سراسر اجزائش تابع اصلی وحدت بخش باشند ، مظهر مثال است و از این رو زیبا ست . در موسیقی رعایت تقارن و انضباط و برابری ضربها بر رغم نا برابری مدت آهنگ ها مهم است . هماهنگی (Harmony) و خوشنوائی (Melody) دو راه ایجاد وحدت در اختلاف کیفی و کمی نواهاست .

میزان و ضرب در موسیقی ، همچون شعر ، کاری ویژه ی خود دارند . حکمت ضرب و راز تسلط شگفت آور آن بر جان شنونده در این نکته نهفته است که نفس آدمی چیزی مطلقا معادل خویش در آن می یابد . زمان به خودی خود ، جریانی هموار و پیوسته و فارغ از اختلاف است . این پیوستگی مجرد ، همانند کلیت محض نفس آدمی است ، یعنی هیچگونه محتوائی ندارد . ولی طبیعت حقیقی ِ نفس آدمی در این کلیت مجرد نیست . فقط هنگامی که نفس ، خویشتن را دوپاره کند و پاره ای از خویشتن را موضوع خود سازد و سپس این نفاق را از میان بردارد و به اصل خویش بازگردد طبیعت حقیقی آن آشکار می شود . حال گوئیم که ضرب ( موسیقی ) ، جریان پیوسته و بسیط زمان را به فواصل برابر بخش می کند . ولی هر لحظه از زمان اگرچه بدین گونه از لحظه دیگر جدا و ممتاز است ، همسان آن است زیرا در واقع امر از آن جدائی پذیر نیست . هر لحظه ای ، یک حال است . پس ضرب در پیوستگی محض زمان ، اختلاف و جدائی می اندازد ، ولی این اختلاف و جدائی دوباره در یکسانی مطلق فواصل ناپدید می شود . نفس آدمی انعکاسی از خویشتن را در این جریان می یابد ، زیرا می بیند که در آن نخست و حدتی محض وجود داشته که خود را متکثر کرده و دوباره به یگانگی و یکسانی با خویش بازگشته است . لذت ژرفی که ضرب در موسیقی به ما می بخشد از همین جا برمی خیزد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 3:50  توسط سرمست  | 

 

                                                              

 چندی پیش بخشی با عنوان "انسان - هنر - معنا" توسط قاصدک عزیز در سیاه مشق راه اندازی شد و سلسله مطالب " درونی ترین جوهر جهان ( نگاهی به فلسفه شوپنهاور در باب موسیقی) " در این زمینه قرار گرفت . ضمن تشکر از زحمات ایشون در ادامه این بخش دیدگاه هگل در این زمینه رو با استفاده از ترجمه دکتر حمید عنایت از فلسفه هگل در چند قسمت مطرح خواهم کرد ، البته به شیوایی نوشتار ایشون نخواهد بود که امیدوارم با اندکی تامل از سوی دوستان عزیز خواننده مورد استفاده قرار بگیرد . 

بر طبق نظریه هگل موسیقی جزو هنر های رومانتیک قرار می گیرد ، که نقاشی و شعر را شامل می باشد و بنیاد آن کناره گیری روح از جهان محسوس و خارجی است.

موسیقی ، مکان را یکسره نفی می کند و فقط در زمان وجود دارد . بنابراین هر چیزی که قابل رؤیت باشد باید در مکان موجود باشد ، این هنر خطابش نه با حس بینایی بلکه با حس شنوائی است . وسیله مادی آن نیز به همین دلیل توالی اصوات یا نوا ها در زمان است .

این نفی کامل مکان ، موسیقی را به هنری مطلقا ذهنی مبدل می کند . هر تندیسی ( مجسمه...) وجودی مستقل از خویش در مکان دارد و چیزی مستقل است . در نقاشی ، این عینیت تا اندازه ای از میان برداشته می شود . هر تصویری فقط صورت ظاهر را نشان می دهد . با این وصف ، حتی خود عکس نیز به عنوان یک چیز ، وجودی خارجی دارد . ولی نوای موسیقی هرگز پاینده نیست بلکه در همان لحظه ای که از ساز برمی خیزد نابود می شود . بدین سبب از هرگونه عینیت واقعی بی بهره است . پس در موسیقی ، برخلاف هنرهای دیگر ، میان عین و ذهن هیچ گونه  جدائی نیست . هر تماشاگری ، تندیس یا عکسی را که در برابرش است چیزی بیرون از خویش می داند . نفس ( عالم ) در این گونه موارد از موضوع ( معلوم ) خود جداست . ولی چون این عینیت خارجی در موسیقی ناپدید می شود ، جدائی میان اثر هنری و مخاطبش نیز از میان بر می خیزد . از این رو نغمه موسیقی تا بن جان شنونده راه می یابد و با عوالم ذهنی او یکی می شود .

به همین دلیل است که موسیقی ، عاطفی ترین هنر هاست . در احساس و تفکر و ادراک ، ذهن در برابر عین قرار دارد و ناظر آن است . در عاطفه ، از این جدائی نشانی نیست . جان در عین جذب می شود یا بهتر بگوییم جان با عین وحدتی تمام می یابد ، و این چنان وحدتی است که در آن نفس آدمی دیگر از فرق میان خود و عین آگاه نیست ، زیرا آگاهی جلوه ای از شناسائی است و نه عاطفه . از اینجاست که موسیقی بی درنگ ، عواطف شنونده را بر می انگیزد .

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 1:31  توسط سرمست  | 

 

                  

                                                  دو نوازی تنبک و طبلا

                                    پژمان حدادی ، جای شانکار ساها جپال

                              * از اینجا بشنوید *

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 2:43  توسط سرمست  | 

 

                     

 

             موسیقی فیلم شب های روشن (آهنگساز: پیمان یزدانیان ، کارگردان: فرزاد مؤتمن)

                                                          * قسمت اول *

                                                         * قسمت دوم *

               * متن کامل رمان شب های سپید (روشن) اثر داستایوسکی

*داستان فیلم شب های روشن برداشتی از رمان ذکر شده می باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 5:16  توسط سرمست  | 

 

                                 

                                                          ساری گلین  

                                     سه تار: مسعود شعاری ، تنبک: احمد مستنبط

                                      ملودی: ایلگار مرادف ، تنظیم: مسعود شعاری

                                                         * از اینجا ببینید *

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 4:21  توسط سرمست  | 

 

                                                

 

                                   * وبلاگ موسیقی نواحی ایران *

                                         

                                                /http://folk.blogfa.com

ایران مهد موسیقی کولی ها

شهلا ادهمی

نخستين آثار مكتوبي كه درباره موسيقي كولي‌ها در تاريخ ثبت شده به گروهي از خنياگران ايراني به نام لُري (Luri) مربوط مي‌شود كه طبقه‌اي از نوازندگان و رقاصاني بودند كه در حدود 420 سال قبل از ميلاد مسيح به درخواست بهرام گور، پادشاه ايران از هند به اين سرزمين آمدند.
تاريخ نشان نمي‌دهد كه آيا اين نقل مكان اجباري بود يا اين كولي‌ها در هنگام حركت از سرزمين مادري، تصميم گرفتند ابتدا به ايران بيايند، فقط اين نكته معلوم است كه آنها بعدها از ايران به خاورميانه و از طريق تركيه به اروپا رفتند و تأثير فرهنگي عميقي بر بعضي از جوامع اروپايي گذاشتند.
ما مي‌دانيم كه با گسترش امپراتور عثماني، حاكمان آن زمان از كولي‌‌ها به عنوان نوازندگان حرفه‌اي در سپاه خود استفاده كردند. كولي‌‌ها در قرن پانزدهم ميلادي بتدريج در اروپا پخش شدند و در حاشيه اجتماعات به زندگي خود ادامه دادند.
برخي از خانواده‌هاي كولي در موسيقي مهارت داشتند و اين توانايي كم‌كم آنها را به افرادي كه مردم را سرگرم مي‌كنند، تبديل كرد. كولي‌ها توانستند به دربارهاي امپراتوران اتريش ــ مجارستان راه يابند و آنهايي كه در موسيقي تخصصي داشتند مورد توجه نخبگان اقوامي چون ساكسون‌ها، ولاش‌ها، صرب‌ها، كروات‌ها، عثماني‌ها و مولداوي‌ها قرار گرفتند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 12:0  توسط سرمست  | 

 

               

         

                                      اجرا : گروه عارف ، ایرج بسطامی

                              از اینجا ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 16:49  توسط سرمست  | 

 

                             

                      

سفر صوتی در خط زمان

حوزه جغرافیایی-فرهنگی خراسان،به ویژه خراسان شمالی،از مهمترین میدان های تحقیق موسیقایی شناخته شده است. منطقه خراسان بزرگ یک سرزمین موسیقایی غنی است که تاثیر گذاری آن بر فرم ها و فضاهای موسیقی سنتی ایران نیز (به ویژه در برخی اجراهای مهم در ساخته ها و خوانده های موسیقیدانان مشهور در ده سال گذشته) به چشم می آید. موسیقی امروز این سرزمین نیز در کلیت خود،امتداد سنت قدیم و در بعضی جزئیات (در برخی اجراهای بیست سال گذشته) تاثیر پذیرفته از فضای موسیقی معاصر است. آن چه در این آلبوم بیش از هرچیز قابل توجه است،اجرای مقام هایی است که تا به حال یا اجرا نشده اند و یا به ضبط و نشر نرسیده اند،نظیر مقام دونیم دونیم (جفت جفت) و یا مقام زلیخا ؛ از باقی مقام ها هم کامل ترین اجراهای ممکن در شرایط حاضر در این مجموعه شنیده می شود. تسلط فنی مجری این مقام ها در دوتار نوازی،حضور طبیعی و طولانی او در فضای این موسیقی و مهم تر از همه،سفر دور و درازی که سال های قبل،منطقه به منطقه و روستا به روستا در سرزمین پهناور خراسان شمالی داشته،او را متوجه مطالب و فنون اجرایی متنوعی کرده است که دیگران بهره ی کمتری از آن دارند. آلبوم حاضر را می توان نوعی دارالتقریب و یا جمع الجمع موسیقی های مهم مناطق خراسان (قوچان،شیروان و درگزه) دانست. شکل و محتوای اجراهای او البته در مجموع،تابع سنت های قدیم آن مناطق است،به اضافه ی ابتکارهایی که ذوق شخصی مجری را با توجه به سن و سال او نشان می دهد و از کنار آن باید با تامل گذشت. از جمله،اجرای یک نغمه (ملودی) با دو تکنیک جداگانه،که هدف آن نشان دادن تنوع تکنیک و قابلیت های ناشناخته فن دو تار نوازی بوده است. قابل تامل تر این که همه ی اشعار به کار رفته در این آلبوم فارسی اند،حال آن که کلام در موسیقی خراسانٍ شمالی،ترکی و کردی کرمانجی است.

مرتضی گودرزی (متولد1358-قوچان) ،از آخرین بازماندگان و نگهدارندگان هنر خنیاگری موسیقی خراسان شمالی است. دوتار نوازی را از کودکی آغاز کرده و در ابتدای نوجوانی جوایز متعددی را از جشنواره های گوناگون موسیقی (فجر و...) دریافت کرده است. او از جوان ترین نوازندگانی بود که به دریافت دستخط تایید از استاد بزرگ،حاج قربان سلیمانی نائل شد. صلابت و منطق تعلیمات حاج قربان،شیرینی و ملاحت مطالب استاد زنده یاد ستارزاده،و خوشه چینی دقیق و سنجیده ی او از نوازندگان و خوانندگان متعدد در جای جای زادگاهش،از او هنرمندی جدی ساخته که توصیفش را بهتر است از صدای ساز و آوازش شنید. این اولین آلبوم تک نوازی و خوانندگی اوست که قابلیت های هنری این خنیاگر جوان و با پشتوانه را نمایان می سازد.

سیدعلیرضامیرعلی نقی

    ****

تک نواز دوتار و خواننده: مرتضی گودرزی/همنواز دوتار: استاد جعفر رحمانی/دف:مهدی کریمی

دو نیم دونیم (جفت جفت)،دونوازی دوتار

از اینجا دانلود کنید

قطعات :

۱. فخر جهان (باش حسین یار) ۵:۱۹ ،شعر: مولانا/ ۲.دونیم دونیم،دونوازی دوتار۴:۱۷ / ۳.باران (صندوق مقام) تک نوازی دوتار و آواز ۶:۱۲ ، شعر: برزو گوران / ۴.گرایلی،دونوازی دوتار،۵:۱۷ / ۵.شاختایی ضربی،تک نوازی دوتار و آواز۶:۲۶ ،شعر: سبزپری / ۶. لو ،دونوازی دوتار ۱۰:۳۹ / ۷.تجنیس ،تک نوازی دو تار و آواز ۹:۱۹ ،شعر: حافظ / ۸.زلیخا ،دونوازی دوتار ۶:۵۷

ناشر : آوای باربد

نشر : بهار ۱۳۸۵

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 3:58  توسط سرمست  | 

 

                                                  

    

     نقد و بررسی دایره المعارف سازهای ایران * (جلد اول و دوم ، اثر محمدرضا درویشی) 

                                                       با حضور مولف و

                         استاد محسن حجاریان (دکترای اتنوموزیکولوژی از دانشگاه مریلند)

                                                       دکتر ناصر فکوهی    

                                                     دکتر فرزان سجودی    

                                                    دکتر حمیدرضا اردلان      

                                         زمان : یکشنبه ، ۴ تیرماه ساعت ۱۶.۳۰

             مکان : خ-طالقانی ، بعد از سپهبد قرنی ، خ-موسوی ، خانه هنرمندان ، تالار ناصری

(کتاب دایره المعارف سازهای ایرانی اثر محمدرضا درویشی ، حاصل بیست سال تلاش و تحقیقات این مولف و آهنگساز معاصر می باشد که جوایز جهانی معتبری همچون کتاب سال اتنوموزیکولوژی جهان را به ارمغان آورده است و تا کنون دو جلد از آن به چاپ رسیده است)  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 2:0  توسط سرمست  | 

 

                                      

گفت و گو با مدیریت فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد

گروه خبری کانون موسیقی

* لطفا در مورد بیوگرافی خودتان توضیحاتی بدهید.

سید حسین سید موسوی ، متولد 1343 در مشهد ، متاهل و دارای 4 فرزند (دو دختر و دو پسر) ، فوق لیسانس تبلیغ و معارف اسلامی از دانشگاه امام صادق در سال 1361 و دکترای فلسفه و کلام اسلامی از دانشگاه تهران در سال 1375.

در بهمن 1375 استخدام دانشگاه فردوسی شدم و یک سال قبل از آن مسئول راه اندازی دانشگاه پیام نور کاشمر و 2 دوره نیز مدیر گروه معارف بودم و در تاریخ 19 مهر 84 به مدیریت فرهنگی دانشگاه فردوسی منصوب شدم.

* به طور کلی نظر شما در مورد موسیقی چیست و به نظر شما فعالیت های کانون باید در چه راستایی صورت بگیرد؟

نظرم نسبت به موسیقی مثبت است و در مورد راستای فعالیت های کانون موسیقی باید توجه داشته باشید که مرز موسیقی و غنا بسیار ظریف است ، در چند مورد موسیقی کاملا حرام است . یکی صدای زن همراه با آواز برای مرد نامحرم و همین طور شعری که هجو است . اما باید توجه داشت که بعضی شعرها دو پهلو هستند ، همین طور غزل که مضمون آنها هم می تواند الهی باشد و هم زمینی (که این خاصیت غزل است) اشکالی ندارد. باید توجه کرد که در بعضی موارد مرز غنا و موسیقی مشخص نیست و شخصی است یعنی ممکن است برای یکی حلال و برای دیگری حرام باشد ، اینجاست که مشکل بوجود می آید که یکی می گوید حلال است و دیگری می گوید حرام.

* در مورد همخوانی بانوان و آقایان چه نظری دارید (لطفا با ذکر دلیل) ؟

من معتقدم این مورد فعلا اشکال دارد و در دانشگاه فعلا نمی گذارم چنین برنامه هایی برپا شود ، شاید از نظر شرعی هم مشکلی نداشته باشد اما فعلا این اجازه را نمی دهم ، البته این به این معنا نیست که ما یک کار حلال را حرام کنیم ، بلکه به این معناست که باید به جو جامعه ای که در آن زندگی می کنیم بی توجه نباشیم و قرار نیست که هر کار حلالی را انجام دهیم و البته این معذوریت ممکن است تا دو هفته یا دو ماه یا دو سال دیگر از بین برود ولی در شرایط فعلی چنین چیزی مقدور نیست.

* آیا این نظر شخصی خودتان است و با قدرت مدیریتی که دارید در این باره تصمیم می گیرید؟

بله ، به هر حال من مدیر هستم و هیچ فشاری هم روی من نیست ، ولی من عاقل هستم و معتقدم اگر بخواهیم کاری انجام بدهیم باید ابتدا خودمان را تثبیت کنیم و بعد می توانیم برنامه و اعتقاداتی که داریم را پیاده کنیم چرا که ممکن است در برابر بعضی کارها مقاومت هایی صورت بگیرد. پس باید مراقب بود و برخی کارها را اگرچه به آنها اعتقاد نداریم ولی به آن عمل کنیم.

* یعنی محافظه کاری ؟

بله ، دقیقا محافظه کاری .

* قبل از اینکه به مدیریت فرهنگی دانشگاه منصوب شوید چه فعالیت های فرهنگی داشتید؟

من معلم معارف و عضو هیئت علمی گروه معارف هستم. فعالیت خاصی که نه ، اما همان کلاس های معارف که با دانشجویان داشتم خود فعالیت فرهنگی محسوب می شود.

* در زمینه هنری هم فعالیتی داشته اید؟

خیر ، در زمینه هنر به معنای مجسمه سازی یا ساخت آهنگ و ... خیر.

* اینکه در دوران دانشجویی تنها به کلاس های درس و یا خوابگاهی می رفتید صحت دارد؟

بله ، چرا که در محیطی که ما درس می خواندیم به این صورت تشکل های مختلف نبود و در آن زمان جنگ بود و ما به جز درس ، درگیر مسائل سیاسی نیز بودیم و حتی من شخصا برای تماشا کردن تلویزیون هم وقت نداشتم.

* چه طور شد با چنین پیشینه ای برای سمت مدیریت فرهنگی دانشگاه انتخاب شدید؟

این سوال را باید از دکتر عاشوری بپرسید ، ولی من در کل آدم شادی هستم و به ندرت گرفته ام و افراطی نیز نیستم و اهل جوک ، تفریح و بگو بخند هستم و شاید این علت انتخاب من برای این سمت بوده است.

* اگر فرض را بر این بگیریم که کنسرت های موسیقی در دانشگاه برای دانشجویان است و حق آنها ست ، پس چرا با وجود اینکه در بعضی کنسرت ها هنوز صندلی خالی وجود دارد باز هم ورود افراد غیر دانشجو مشکل دارد؟

خوب ما این مشکل پر نشدن سالن را با کم کردن قیمت بلیط و رساندن آن به 300 تومان حل می کنیم و هزینه نوازندگان و خوانندگان را تا حدی متقبل می شویم و در عوض بلیط ها را با قیمت مناسبتری به دانشجویان می دهیم. چرا که وقتی افراد از بیرون می آیند ، برخی خانم ها با وضعی نامناسب به دیدن کنسرت می آیند که دانشجویان احساس می کنند موسیقی مال این دسته است و خودشان را از آن دور می بینند ، در حالی که عرفای بزرگ ما همه اهل شعر و موسیقی بوده اند. پس اگر جلوی این افراد را بگیریم ، می توانیم شاهد حضور بیشتر دانشجویان در این برنامه ها باشیم و دیگر نمی شنویم که کانون موسیقی شده کانون لهو و لعب وسید موسوی هم رئیس رقاص ها ! پس باید جلوی این افراد را که از جو دانشگاه مطلع نیستند بگیریم تا از سوی دانشجویان استقبال بیشتری شود.

* آیا جلوگیری از ورود غیر دانشجویان به کنسرت ها به دلیل ترس از ورود گروه های فشار انصار و ... است یا خیر؟

خیر ، انصار نمی توانند وارد دانشگاه شوند و دانشگاه یک جو علمی است و ما با دلایلی که گفتیم از ورود غیر دانشجویان جلوگیری می کنیم.

* در صحبتی که با دبیر کانون داشتید فرموده بودید در یک طرف شما بسیج و نهاد و جامعه اسلامی قرار دارد و در طرف دیگر شما (خطاب به دبیر کانون) ، آیا یک مدیر فرهنگی باید خود را تحت فشار حزب یا گروه خاصی ببیند یا در چهارچوب قانون عمل کند؟

ما می خواهیم مدیریت کنیم و تحت کنترل شخص یا گروه خاصی نیستیم ولی گاهی اوقات دانشجویان اعتراضاتی می کنند و ما را در معذوریت قرار می دهند.

* این دانشجویان به گروه یا تشکل خاصی وابسته هستند؟

خیر ، دانشجویان کاملا مستقل و غیر وابسته بوده و به برخی برنامه ها اعتراض دارند ، ولی به طور کلی ذهنیت بدی در متدینین جامعه ما وجود دارد و ما باید سعی کنیم این ذهنیت را به مرور کم کنیم.

* آیا به عنوان مدیر فرهنگی دانشگاه تحت تاثیر جناح یا حزب خاصی نیستید؟

خیر به جناح خاصی وابسته نیستم گرچه خودم راستی هستم !! البته من از دو طرف تحت فشار هستم ! یکی شما دانشجویان که ما را متحجر می دانید و می گویید چه آدم بی ذوقی را مدیر فرهنگی دانشگاه کرده اند و از طرف دیگر ، افرادی که انتظار داشتند با آمدن من کانون موسیقی تعطیل شود ، ولی باز هم می گویم که من خط اعتدال را پیش می گیرم و از شما هم طلب کمک در این زمینه را دارم.

* درباره آن نامه که به تشکل های دانشجویی مبنی بر تفکیک جنسیتی آنها ابلاغ کرده بودید لطفا توضیح بدهید. و آیا مدیریت فرهنگی دانشگاه از نیروی انتظامی دستور می گیرد یا وزارت علوم؟

فعالیت های من تحت نظر وزارت علوم است و این نامه را هم خودمان نوشتیم و نگفتیم که خانم ها و آقایان باید جدا بشوند ، بلکه از برخی تجمع های غیرضروری خانم ها و آقایان جلوگیری شود و هیچ ربطی به نیروی انتظامی و جاهای دیگر ندارد.

* در آخر اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید.

صحبت آخر اینکه ما همراه شما هستیم و می خواهیم با شما همکاری کنیم و ما را دشمن خود ندانید.

به نقل از گاهنامه داخلی فرهنگی-هنری-اجتماعی کانون موسیقی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

با تشکر از آقایان توحید قربانی و هنرمند ارزنده جناب آقای مازیار شاهی و درود فراوان بر سیاه مشق عزیز و تمامی یاران همراه

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 21:41  توسط سرمست  | 

 

                                      

صدای شعر ، سنتور ، بهنام مناهجی

از اینجا دانلود کنید

پیش درآمد ، سنتور ، بهنام مناهجی

 از اینجا دانلود کنید

                                         

روح آدمي از عالم قدس سرچشمه گرفته و توسط تلسمي كه سر آن فقط در حق تعالي مكشوف است با بدن خاكي پيوند يافته ، و از اين پيوند حيات آدمي در اين عالم زيرين تحقق پذيرفته است . لكن روح را همواره يادي از مأوا اصلي و وطن اوليه خود باقي است . در عالم قدس روح مستمع دائمي موسيقي جاويدان اين عالم بوده و از هماهنگي و وزن آن بهره مي يافته و در آن شركت داشته است . در اين زندان تن روح از طريق موسيقي بار ديگر يادآور سرزمين اصلي خود مي شود و حتي اين تلسمي كه روح را به تن پيوند مي دهد از اين راه شكسته و براي لحظه اي چند هم كه شده مرغ روح اجازه مي يابد تا بال هاي خود را گسترده ساخته و در ساحت عالم معنا و فضاي ملكوتي كه مفرح روح آدمي است به پرواز درآيد و از وجد و سروري كه ذاتي اين عالم است بهره مند شود . موسيقي معنوي مانند موسيقي اصيل ايراني يكي از قوي ترين طرق بيداري انسان مستعد از خواب غفلت است و مركبي است مطمئن كه مي تواند انسان را از حزين جهان پررنج و عالم مادي به اوج عالم پهناور معنا كه در آن هرگونه درد و رنج به شادي و وجد مبدل مي شود برساند و شنونده اي كه روحش مستعد صعود معراج است به وصال يار نائل سازد و لحظه اي انسان را از محدوديت خود و عالم مادي كه او را احاطه كرده است برهاند .

سید حسین نصر

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 2:38  توسط سرمست  | 

با درود فراوان

مدت زیادی است که قصد مطرح کردن مطلبی رو دارم که تو بازار گرم اخبار های موسیقی ( وضعیت نابسامان آموزشگاههای موسیقی , بحث بر سر موسیقی فاخر , برگزاری کنسرت , نبود قانون کپی رایت , سال رکود , صدا و سیما و ... ) توجهی به اون نشده . یکی از بحث هایی که در حال حاضر هنگام انتشار یک اثر هنری مورد توجه قرار می گیره این هست که ابتدا سی دی اثر انتشار پیدا کنه یا کاست ؟ یا نه اصلا هر دو با هم ... ؟ و به تازگی هم فقط سی دی...و به دنبالش قیمت سی دی یا کاست اثری که قراره منتشر بشه...که از همه مهمتر و اساسی تر هست...بنده تا اون جایی که اطلاع دارم هزینه انتشار یک سی دی ( با داشتن یک بروشور در حد متوسط , البته از نظر ارزش مادی ) تفاوتی با نوار کاست نداره . همه دوستان هم از قیمت یک سی دی که در کشور ما وارد بازار میشه اطلاع دارند ، از 3000 تومان به بالا ! ( به استثنای آثار انگشت شماری که با قیمت پائین تری تو بازار پخش می شوند , مثل تمنای آقای مشکاتیان که با قیمت 2000 تومان وارد بازار شد ) تا اینجای کار که اصلا صورت خوشی نداره به کنار...همین قیمت ها و هزینه ها که کوچکترین وحدتی میونشون نیست دوباره دستخوش دلالی های بسیار قابل توجهی می شوند...بر فرض مثال بنده کاری مثل گریه بید رو از شرکت آوای شیدا 2500 تومان خریداری کردم , که همین اثر توسط مرکز موسیقی بتهوون 3500 تومان به فروش می رسه !! ؟؟ و مراکز دیگه این اثر رو 3000 تومان می فروشند... و یا کاری مثل خموشانه که تمامی مراکزی که بنده دیدم و یا از دوستان شنیدم ,این اثر رو 3000 تومان می فروشند , مرکز موسیقی بتهوون هم که یکی از پرفروشترین مراکز موسیقی در حال حاضر هست این کار رو با قیمت 3500 تومان می فروشه !! ؟؟ این طور که بنده اطلاع دارم موسسه آواخورشید هم زیر نظر مرکز موسیقی بتهوون و شخص بابک چمن آرا ( ایشون به تازگی توی شماره دی ماه ماهنامه فرهنگ و آهنگ هم با آقای متبسم مصاحبه ای انجام دادند !!!! و کار ایشون رو از دو ماه قبل انتشار یافته اعلام کردند ) به تازگی تو این زمینه فعالیت می کنه و کار ماه عروس هم توسط همین موسسه با قیمت 4000 تومان !!!! پیش از عید منتشر شد , این کار نه بروشور خاصی داره و نه... همون طور که قبلا هم اشاره شد حتی نام نوازندگان هم آورده نشده...

قصد شمردن این مسائل رو ندارم با وجود اینکه در حال حاضر از این باب صحبت ها بسیار تو ذهن شخص بنده هست , و مطمئنا دوستان دیگه هم تا حالا بارها و بارها با این مسائل مواجه شدند...ولی این قضایا توی این چند سطر خلاصه نمی شوند و نیاز به توجه جدی از سوی صاحبان آثار هنری دارند تا چنین وضعی ایجاد نشه. بنده قصد درمیان گذاشتن این مسئله رو با موسسه آوای شیدا دارم و دوستان عزیزی هم که صحبتی در این مورد داشته باشند ممنون میشم مطرح کنند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 23:51  توسط سرمست  | 

 

                          

اجرا : گروه دستان

آهنگساز : حمید متبسم

خواننده : صدیق تعریف

* * *

سرزمين خراسان همانگونه كه داراي طبيعتي گوناگون است، در رنگارنگي فرهنگ ها نيز داراي تنوع بسيار است. موسيقي مردم خراسان، به دليل مهاجرت و سكونت مردماني از مناطق گوناگون، از رنگارنگي وسيعي برخوردار است .

از اين رو، نوع مشخصي از موسيقي اين سرزمين نمي تواند بدون ذكر نام منطقه ، معرفي كامل و جامع براي موسيقي خراسان باشد .

‹‹ماه عروس›› تنها به جهت متاثر بودن از موسيقي خراسان و بهره وري از چند نغمه محلي مانند ‹‹ ليلا خانم ›› و دو نغمه تركيبي تشكيل دهنده قطعه پاياني و همچنين اشعار به لهجه مشهدي ، مي تواند ادعاي خراساني بودن داشته باشد .

پديد آورنده اين اثر كه سخت دلباخته زادگاه خويش است، اين مجموعه را با دستمايه اي از شناخته هاي دوران كودكي و نوجواني اش و با عشقي بي پايان به آن ديار، تهيه و تدوين كرده است .

اگرچه تركيب نوازندگان گروه دستان در ‹‹ ماه عروس ›› با تركيب امروزي نوازندگان اين گروه متفاوت است ليكن هشت سال پيش كه قطعات گروهي اين مجموعه را به ضبط مي رسانديم ، غالب نوازندگان از همكاران گروه دستان بوده اند ، از اين رو اجرا اين اثر را منسوب به دستان مي دانيم .

خواننده اثر، اگرچه خراساني نيست ، دانش ، دقت ، وسواس و بيش از همه علاقه و توجهش به اين اثر عامل اجراي موفق اوست .

حميد متبسم

پاييز 84

* * *

قطعات :

مقدمه

ساز و آواز ، شعر : مهدي اخوان ثالث

چهارمضراب

ساز و آواز ، شعر : ه.ا.سايه

تصنيف ماه عروس ، شعر : ملك الشعرا بهار ، از اینجا دانلود کنید

رنگ

تكنوازي سه تار

ترانه ‹‹ ليلا خانم ›› ، اشعار : محلي

ساز و آواز ، اشعار : ه.ا.سايه ، بابا طاهر

ترانه ‹‹ بالا بلند ›› ، اشعار : محلي ( تلفیقی از دو نغمه محلی خراسانی )

* * *

ناشر : آوا خورشید

متاسفانه بنده در بروشور این اثر نامی از نوازندگان ندیدم و فقط به ذکر " گروه دستان " بسنده شده است . 

(عکس از بی بی سی)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 1:50  توسط سرمست  | 

 

 

زبيگنيف پرايزنر 

آهنگساز بزرگ لهستاني موسيقي فيلم ، به عنوان يكي از برجسته ترين آهنگسازان فیلم نسل خود شناخته شده است . براي سال هاي متمادي ، پرايزنر از همكاري نزديك با كريستف كيسلوفسكي كارگردان و فيلمنامه نويسش كريستف پيسيه ويچ برخوردار بوده است ( کریشتف کیشلوفسکی از شاخص ترین و محبوب ترین فیلمسازان سینمای اروپا در دهه 1990، كه با آثار خود یادآور سنت باشکوه و رو به زوال سینمای هنری اروپا در دهه های 1950 و 1960 گرديد ) . ساخته هاي موسيقيايي او براي فيلم هاي كيسلوفسكي ( هر دو تلفظ صحیح است ، س ها در زبان لهستانی ش تلفظ می شوند ) ، دكالوگ (ده فرمان) ، زندگي دوگانه ي ورونيكا ، سه رنگ آبي ، سفيد و قرمز برايش تحسين جهاني به بار آورد . از ميان جوايز و لوح تقدير فراوان سال هاي اخير ، پرايزنر جايزه ي ‹‹ خرس نقره ›› يي را از فستيوال فيلم برلين در سال 1997 ، دو جايزه ي سزار Cesars از آكادمي فيلم فرانسه ، يكي در 1996 براي فيلم ‹‹ اليزا ›› ي Elisa جين بكرز ، و ديگري در سال 1995 براي فيلم سه رنگ ، ‹‹ قرمز ›› كيسلوفسكي و سه لوح سپاس پياپي به عنوان برجسته ترين آهنگساز موسيقي فيلم سال از طرف انجمن منتقدين لس آنجلس در سال هاي 1991 ، 1992 و 1993 دريافت كرده است . پرايزنر همچنين عضو آكادمي فيلم فرانسه است و در 1992 جايزه ي وزير امور خارجه را براي موفقيت چشمگيرش به خاطر معرفي فرهنگ لهستان در خارج دريافت كرد . موسيقي فيلم هاي بلند دوازده گانه ي جهاني كه پرايزنر تا به امروز ساخته است شامل : فيلم هكتور بابنكو (( At Play In Fields Of The Lord )) ، فيلم لوئي مال (( Damage )) و فيلم لوئيس منداكي ، ‹‹ وقتي مردي به زني عشق مي ورزد ›› ، فيلم چارلز استوريچ ‹‹ افسانه ي پريان ، يك داستان حقيقي ›› و آگنيسكا هولند براي فيلم ‹‹ باغ پنهان ›› می باشد . 

لورنس آستون ، برگردان : علی روزدار

                                     

 

آواز ابتدای فیلم  " آبی"

( هم آوایان )

 

اگرچه با زبان فرشتگان سخن مي گويم

با اين همه عاشق نيستم

كلامم همچون آواي سنج پر طنين ست

و با اين كه دارنده پيام الهي ام

و به همه اسرار آگاهم

و به تمامي دانش ها و حكمت ها دانام

با اين همه ، همه ايمان و باورم

چرا كه مي توانم كوهها را بلرزانم

اگر عاشق نبودم ، هيچ نبودم

عشق صبوري ست

سرشار از مهرباني و بخشش است

عشق همه چيز را بر خود هموار مي كند

عشق بر همه چيز الهام مي بخشد

عشق هرگز نمي ميرد .

آن گاه كه پيامبران غايب اند

زبان ها خاموش اند

معرفت رنگ باخته است

دانايي فرموده است

و تنها ايمان ، اميد ، عشق هنوز زنده است

با اين همه ، عظيم ترين و پربارترين همه اينها

عشق است !

 * * *

Song For The Unification Of Europe - Patrice's Version - 5:17

از اینجا دانلود کنید

Flute - First Flute - 0:52

از اینجا دانلود کنید

Olivier's Theme - Piano - 0:39

از اینجا دانلود کنید

Olivier's and Julie - Trial Composition - 2:01

از اینجا دانلود کنید

Olivier's Theme - Finale - 1:40

از اینجا دانلود کنید

 * * *

سایت شخصی زبیگنیف پرایزنر

نگاهی کوتاه به زندگی و آثار زبیگنیف پرایزنر

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 1:2  توسط سرمست  | 

 

                                                             

                                                       اجرا : گروه عارف

                                                     آهنگساز : حمید متبسم

                                                               همنوازان :

                                  پرویز مشکاتیان : سنتور ، محمدعلی کیانی نژاد : نی

                  بیژن کامکار : رباب - دف - دایره ، ارژنگ کامکار : تنبک - ضرب زورخانه - دهل

             اردشیر کامکار : کمانچه - قیچک ، محمد فیروزی : بربت ، حسین بهروزی نیا : بربت

         سیامک نعمت ناصر : تار ، کیوان ساکت : تار ، کورش بابایی : کمانچه ، بهرام ساعد : تار

                             محمدرضا صادقی یگانه : قیچک ، حمید متبسم : تار - سه تار

                                                   قسمت اول ( سه تار )

                                                    قسمت دوم ( گروه )           

  (* به منظور راحت تر دریافت کردن این قطعه به دوقسمت تقسیم شده است .)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 1:36  توسط سرمست  | 

 

                                                             

 

 خموشانه

بداهه نوازي

( ابوعطا - بيات زند )

سه تار ، آواز و كمانچه : محمدرضا لطفي

تنبك : محمد قوي حلم

۱ - آواز ابوعطا  ۴۵:۲۲  (سه تار )

كنسرت راديو فرانسه پائيز ۲۰۰۰

درآمد ، ضربي و ضربي خواني ، ادامه درآمد ، چهار مضراب ، حجاز

( بغدادي - بسته نگار )

تصنيف از كفم رها ، اوج ، ضربي اوج ، شور ، قلندري ، ضربي بر پايه شعر مولانا ، فرود اصلي

اشعار غزل از حافظ ، مولانا ، تصنيف از عارف قزويني

۲ - آواز بيات زند ( بيات ترك )    ۲۳:۰۷  ( كمانچه )

كنسرت شهر بازل سوئيس  ۱۹۹۸

درآمد ، روح الارواح ، ضربي ، داد ، چهار مضراب داد

ادامه داد ، شكسته ، فرود ، ضربي برگرفته از موسيقي كردي و لري

زمان كل :   ۱:۰۸:۲۹

 ***

از كفم رها شد قرار دل

نيست دست من اختيار دل

هيز و هرزه گرد ضد اهل درد

گشته زين در آن در مدار دل

بس كه هر كجا رفت و برنگشت

ديده شد سفيد ز انتظار دل

عارف اينقدر لاف تا به كي

شير عاجز است از شكار دل

افتخار مرد در درستي است

وز شكستگي است اعتبار دل

‹‹ عارف قزويني ››

 ***

ناشر : موسسه ي فرهنگي و هنري آواي شيدا

( * قطعاتي از بخش كمانچه اين اثر در سياه مشق قرار گرفته است . )

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 17:58  توسط سرمست  | 

 

                                          

  

                                                  * موسيقي شمال خراسان *

شمال خراسان مسكن اقوام مختلف از جمله كردها و ترك ها است . موسيقي اصلي اين منطقه موسيقي كردي ، موسوم به موسيقي كرمانجي است و مي توان آن را حدفاصل موسيقي تركمن و موسيقي شرق خراسان دانست . آميختگي ريشه هاي موسيقي تركمن و موسيقي كردي در اين منطقه ، بافت ملوديك زيبايي به وجود آورده كه شخصيتي ممتاز به آن بخشيده است . اين موسيقي به دو بخش آوازي و سازي تقسيم مي شود . در موسيقي آوازي معمولا نوازندگان دوتار همراه نواي ساز خود مي خوانند . موسيقي سازي بيشتر موسيقي پايكوبي است كه گاه از يك قُشمه و يك دايره ، گاه از سرنا (پيق) و دهل و گاه از كمانچه سه سيم و دهل دستي استفاده مي شود . يك قَرسه ، دو قَرسه ، شش قَرسه ، اناركي ، الله مزار از مهم ترين آهنگ ها ؛ و زهره و طاهر ، نوايي ، كوراوغلي ، گرايلي ، تجنيس ، شاه خطايي ، لو ، دُرنا و جعفرقلي از قطعات آوازي و حماسي اين منطقه است . داستان سرايان ، راويان و خوانندگان موسيقي اين منطقه ، بخشي ها و عاشق ها هستند و كار نوازندگي سرنا ، دهل ، قُشمه ، كمانچه ، دايره و نيز پايكوبي به عهده عاشق ها است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 16:10  توسط سرمست  | 

 

                                 

شاهین فرهت

 

آهنگساز ایرانی ، تحصیلات اولیه موسیقی را در دانشگاه تهران شروع کرد و پس از مقطع لیسانس ، ابتدا در دانشگاه سوربن(پاریس) و سپس در دانشگاه شهر استراسبورگ(فرانسه) به تحصیل پرداخت و در رشته موسیقی شناسی فارغ التحصیل شد . سپس در کشور آمریکا ، در دانشگاه نیویورک به تحصیل در رشته آهنگسازی پرداخت و به اخذ درجه استادی در آهنگسازی نائل آمد و مجددا به کشور فرانسه بازگشت و تز دکترای خود را بروی آثار آهنگسازان ایرانی نوشت . شاهین فرهت عضو اتحادیه بین المللی آهنگسازان است . اوسالها در ایران ، امریکا و سوئد به تدریس اشتغال داشته و در حال حاضر نیز در دانشکده موسیقی تهران به تدریس مشغول است . از جمله آثار مختلف وی می توان از پنج سمفونی ، دوکنسرتو ، چهار سونات ، دو کوارتت زهی ، دوکانتات ،سوئیت ایرانی ، راپسودی ایرانی ، موسیقی فیلم"تهران" ، کنسرتو برای ارکستر"کنسرتو ایرانی" ،کنسرتو پیانو شماره 2 ، آثاری برای پیانو و آثاری بر روی اشعار شعرای ایرانی نام برد . او از آهنگسازانی است که آثارش را با الهام فزاینده از نغمه های موسیقی ایرانی می سازد و با اینکه تحصیلات و تجربیات هنری او در چهار چوب تکنیک های موسیقی کلاسیک بوده است با موسیقی دستگاهی و نواحی ایران ارتباط عمیق دارد و همچون استادی بصیر ، از توانائی ها و درخشش های هنر تکنوازان و نواسازان موسیقی معاصر ایرانی سخن می گوید .

 

 

                                 

                

سمفوني شماره 6 در دو مينور اپوس 6۲

(كوه دماوند)

كوه دماوند با 5678 متر ارتفاع بلندترين كوه ايران و يا بهتر بگوييم بام ايران است . عظمت اين كوه ، انسان را افسون مي كند و زيبايي هاي آن با دامنه هاي دل انگيز ، گل هاي رنگارنگ و پرندگان نغمه سرا ، هوش از سر بيننده مي ربايد . از سوي ديگر در فصل زمستان ، در كولاك و شرايط توفاني آن ، حالتي رعب انگيز به خود مي گيرد . مي توان گفت كه كوه دماوند ، مجموعه تابلوهاي مختلفي است از كمال لطافت و نهايت خشونت در طبيعت . اين گوناگوني و طيف وسيع احساسي اين كوه ، سرچشمه الهامي براي خلق اين سمفوني است . اين كوه هميشه من را تحت تحت تاثير قرار مي داده و بالاخره در سال 1378 منجر به ساخت اين اثر شده است . ‹‹دماوند›› يك اثر ‹‹برنامه اي›› است كه كاملا فرم سمفوني در آن رعايت شده و اگر كسي موضوع (سوژه) آن را هم نداند ، به عنوان يك اثر سمفوني محض ، شنيدني است . سمفوني دماوند از سه قسمت تشكيل شده است : قسمت اول كه به فرم سونات ساخته شده است ، شخصيت كوه و صعودي ذهني را مجسم مي سازد . سمفوني با مقدمه اي آغاز مي گردد كه حالتي اسرار آميز دارد و ‹‹وهم دماوند›› ناميده مي شود . پس از آن تم اصلي سمفوني و به دنبال آن تم هاي دوم و سوم معرفي مي شوند . ما ، تم اصلي و تم مقدمه را در طول سمفوني مي شنويم . تم اصلي ، ‹‹دماوند : كوهي استوار ›› ناميده شده است . مرحله گسترش ، آغاز صعود به قله را نشان مي دهد و چند اوج دارد و دامنه ، يعني قبل از رسيدن به قله و بالاخره اوج اصلي يعني قله كوه را مجسم مي سازد . سپس تم ها مراجعت مي كنند و در آخر قسمت اول ، غروب را پس از مراجعت از قله حس مي كنيم و تم مقدمه (وهم دماوند) و تم اصلي (دماوند : كوهي استوار) به گوش مي رسند .

قسمت دوم يا قسمت آهسته سمفوني ، زيبايي هاي دامنه كوه دماوند نام دارد و نسبت به قسمت اول از فرم ساده تري برخوردار است . ساختمان ريتميك تم اول در قسمت اول ، در اينجا معكوس شده و نغمه شاعرانه اي را به وجود آورده است . در قسمت مياني ، سازهاي بادي ، نغمات پرندگان وسپس زمزمه جويبارها و نواي دل انگيز رويش گل ها مجسم شده اند .

قسمت سوم و يا قسمت آخر از دو تابلو تشكيل شده است . ابتدا سرما مجسم مي شود و سپس توفان و كولاك در قله دماوند به تصوير كشيده مي شود و پس از فرو نشستن توفان ، تم اصلي دماوند دوباره شنيده مي شود و سپس به صورت مارش در مي آيد و سمفوني ، با توصيف عظمت كوه دماوند به پايان مي رسد .

شاهین فرهت ، تهران ۱۲/۱۲/۸۳

قسمتی از بخش اول این سمفونی :

از اینجا دانلود کنید

در انتخاب این قطعه شنیداری به طور تصادفی عمل کردم ، چون حقیقتا تمام بخش های این سمفونی بسیار زیباست و انتخاب یک قسمت غیر ممکن می نمود .

درود بر همه همراهان عزیز

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 2:30  توسط سرمست  | 

 

                              

درود خدمت همه عزیزان . چندی پیش امید عزیز قطعات نوایی ، مشق پلتان ، سرو خرامان رو زحمت کشیدند و قرار دادند . این قطعات ( به اضافه هزارگی و احمد جامی) نمونه ای از موسیقی نواحی تربت جام (موسیقی شرق و مرکز خراسان) هست که با دوتار حسین سمندری و صدای ابراهیم شریف زاده می باشد . حس نغمات برخاسته از پنجه این دهقان روستایی اهل خواف بی نظیر و غیر قابل توصیف هست .

...

برای استاد بزرگ حسین سمندری خوافی و حضرت آقای شریف زاده همراه سازش ، که هنوز هیچکدامشان را ندیده ام ، اماساز و آوازشان را شنیدم . از دوست با ذوق و ارجمندم مرتضی اخوان کاخکی سپاس که در سال جدید این عیدی عجیب را آورد . گویا استاد سمندری را برای ضبط سازش یک دوبار به خارج هم برده اند ، شنیدم یهودی منوهین نوازنده ی شهیر ویولن با آن شهرت جهانی و اوج هنر نوازندگی وقتی ساز استاد سمندری را می شنود می گوید من حاضرم تمام افتخارات جهانی ام را درموسیقی بدهم و در عوض بتوانم پنجه ی این مرد روستایی را داشته باشم و ازساز چنین نغمه هایی بیرون آورم . استاد سمندری دهقان ساده ای است درخواف خراسان ، سبزپری ، شترخجو ، سرحدی ، فریاد ، یارنازک ، پرش جل(جل نام مرغی است) ، مسجدنور ، شیخ احمد جام و ... همه نام های نغمه ها و آوازهایی است که نواخته وخوانده شده است . مرتضی می گفت سمندری وقتی دوتار می نواخت پنجه اش خونین شده بود ...

 

خون پاش  و نغمه ریز

.

.

.

قربان زخمه های تو ، خون پاش ونغمه ریز

« سبزی پری » است این که زنی ، یا « شترخجو » ؟

تو با دو سیم محشر کبری به پا کنی

شش تار خویش من شکنم (یا نه ؟ هان بگو)

از پنجه ی تو زخم جگر ، خون دل چکان

مضراب من برنجی و مومی است ، سیم مو

تو زیر آب می بری و می دهی به دشت

دارد شتر خجوی تو حکم شتر گلو

استاد بی نظیر ، حسین سمندری

پر از کدام چشمه و دریا کنی سبو ؟

. . .

تهران فروردین ۶۳ ، مهدی اخوان ثالث

***

نوایی ، مشق پلتان ، سرو خرامان

از اینجا دانلود کنید

هزارگی (جدید)

از اینجا دانلود کنید

احمد جامی (جدید)

از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 2:57  توسط سرمست  | 

 

                             

موسيقي خراسان به دليل گستردگي جغرافيايي و پراكندگي قومي اين منطقه و تاريخ پر فراز ونشيب آن از تنوع بسيار چشم گيري برخوردار است . به همين دليل موسيقي خراسان را به دو بخش عمده تقسيم كرده اند .

* موسيقي شمال خراسان :

شامل شهرهاي بجنورد ، قوچان ، شيروان و درگز .

موسيقي شرق و مركز خراسان :

شامل شهرهاي تربت جام ، تايباد ، خواف ، نيشابور و سبزوار .

 

                               

موسيقي اين منطقه را بدون اغراق مي توان غني ترين گنجينه فرهنگ موسيقي در ميان مناطق مختلف ايران دانست . اين گنجينه غني به دليل ويژگي هايي كه برشمرديم چه از نظر مضامين و آوازها و چه از لحاظ خصايص ملودي ها برخلاف بسياري از مناطق ايران از وحدت سبك برخوردار نيست .

ادامه دارد... 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 15:31  توسط سرمست  | 

 

                               

 

غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه

كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند

 

سنتور ، پرویز مشکاتیان

آواز ، ایرج بسطامی

 

از اینجا دانلود کنید

 

 

 ****

 

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف

گر بكشم زهی طرب ور بكشد زهى شرف

 

تصنیف طالع اگر مدد دهد ، اجرا : گروه عارف

 

از اینجا دانلود کنید

 

 

 ****

 

نت تصنیف طالع اگر مدد دهد

صفحه اول

صفحه دوم

صفحه سوم

صفحه چهارم

 * نت این تصنیف از کتاب"مجموعه تصانیف(جلد اول)"برداشت شده است .

این کتاب شامل ۱۴تصنیف از ساخته های استاد پرویز مشکاتیان می باشد که گردآوری و آوانگاری آن توسط آقای "علیرضا جواهری" صورت گرفته است.

تصانیف:

۱-مرا عاشق ۲-گلعذار ۳-طالع اگر مدد دهد(شور)

۴-شکر و شکایت(ابوعطا) ۵-لاله بهار ۶-شب ۷-افسرده حال ۸-شیدایی(دشتی)

۹-برآستان جانان(بیات ترک) ۱۰-ای مجلسیان ۱۱-الا یا ایهاالساقی ۱۲-نفس باد صبا(افشاری)

۱۳-جان جهان ۱۴-دود عود(نوا)

ناشر : علیرضا جواهری

با تشکر از امید عزیز  که زحمت این قسمت رو کشیدند و بنده فقط ثبت مطلب رو انجام دادم .

درود بر همه یاران گرامی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 16:9  توسط سرمست  | 

 

                                                 

 

با سلام و درود خدمت همه عزيزان...قسمت قبل مربوط به موسيقي نواحي مقدمه اي مختصر بود كه در اين قسمت به ادامه آن مي پردازيم . قبل از شروع ذكر اين نكته را لازم می دانم ، به دليل اهميت بسيار بالا و نقش حياتي و غير قابل انكار اين بحث در هر قسمت به صورت خيلي كوتاه به مطالب مي پردازيم تا همه دوستان ، با هر نوع سطح آگاهي ، حوصله خواندن مطالب را كه با زباني بسيار روان مطرح خواهد شد داشته باشند و از طرح مطالب به شكل خسته كننده و طولاني پرهيز مي كنيم ، در اين قسمت هم با رجوع به هشت بهشت(حسين حميدي،نشر ماهور) ، با مطلبي كوتاه به اين بحث ادامه مي دهيم ، با اميد به اين كه مورد استقبال و استفاده ياران قرار بگيرد .

بخشي ها و يا عاشق ها
يكي از ويژگي هاي مشترك موسيقي نواحي در ايران ، حضور عاشق ها و يا بخشي ها در اين موسيقي است . اين هنرمندان كه به جرات مي توان آن ها را استادان مسلم اين نوع موسيقي دانست ، خالق بسياري از آثار موسيقي نواحي هستند . آن ها با اين كه از دانش موسيقي بي بهره اند ، حس و گوش موسيقايي قوي دارند و به طور بداهه و در مناسبت هاي خاص ، شعر مي گويند ، آهنگ مي سازند و با صدا و ساز خود اين ترانه ها را مي خوانند و مي نوازند . اين هنرمندان را مردم به اين دليل ‹‹عاشق›› يا ‹‹بخشي›› ناميده اند كه معتقدند آن ها عاشق خداوند هستند و خداوند استعداد شگرفي به آنان بخشيده و در سايه اين بخشش است كه مي توانند چنين پرشور و بي قرار بخوانند و بنوازند .

موسيقي نواحي ايران يا هر منطقه دنيا اصولا جنبه كاربردي دارد و نمي توان به آن صورت در سالن كنسرت اجرا كرد . مثلا عروسي يكي از موارد مهم كاربرد اين موسيقي در مناطق مختلف ايران است . موارد ديگري را نيز مي توان به اين ترتيب نام برد : مراسم كشتي ، مراسم عزاداري ، چوپاني ، لالايي ، مراسم درمان بيمار : مثل مراسم نوبان و زار ، مراسم ذكر دراويش و مراسم رقص دسته جمعي كه از مهم ترين انواع موسيقي كاربردي محسوب مي شوند .

 با تشکر

 سرمست                

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 1:24  توسط سرمست  | 

 

خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو 

 

                                              

درود خدمت یاران گرامی ... قسمت اول این قطعه رو چندی پیش قرار دادم ، قسمت دوم این قطعه همراه با آواز خانم افسانه رثایی (بدون همخوان) هست . همچنین قسمت هایی از کنسرت سوئیس استاد لطفی رو هم در گذشته قرار داده بودم ، و به دلیل استقبال دوستان ادامه داده شد ، انتخاب قسمتی از این چنین اجراهایی و قرار دادن در سایت بسیار کار مشکلی است ، به طور مثال انتخاب درآمد ، اوج ، ضربی و یا قسمت همراه با آواز و ... ، همه بخش ها شنیدنی و زیبا هستند ، که برقراری ارتباط با هر قسمت بین شنوندگان ، متفاوت هست . هدف ما آگاهی است نه بیان،سلیقه و یا عقیده شخصی . در انتخاب ها هم سعی بر همین بوده است .

جان نباشد جز خبر در آزمون
هر كه را افزون خبر جانش فزون
اقتضاي جان چو اي دل آگهي است
هر كه آگه تر بود، جانش قويست

حسین علیزاده ، تنبور

افسانه رثایی ، آواز

 از اینجا دانلود کنید

 درود بر همه عاشقان و صاحبدلان

 با تشکر

 سرمست

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 3:11  توسط سرمست  | 

                                       

                                                              

       

با سلام و درود خدمت ياران و همراهان گرامي

درا ين بخش كه با عنوان موسيقي نواحي مي باشد ، قصد داريم تا با رجوع به منابع معتبر از جمله "مقدمه اي بر شناخت موسيقي نواحي ايران ، محمدرضا درويشي" ، "هفت اورنگ ، بهمن بوستان و محمدرضا درويشي" ، "هشت بهشت ، حسين حميدي" و ... به نوعي از موسيقي كه در سرزمينمان با نام هاي محلي ، مقامي و فولكلور نيز شناخته شده است بپردازيم . محمدرضا درويشي از برجسته ترين محققان موسيقي و به خصوص اين نوع موسيقي ، نام موسيقي نواحي را برگزيده تر دانسته كه ذكر علت و دلايل انتخاب اين نام در اين دفتر نمي گنجد .

موسيقي نواحي ، آئينه تمام نماي شيوه زندگي مردمان ، كه از مناطق مختلف كشورمان سرچشمه مي گيرد ، سرشار از احساسات ناب بوده و همگي نمايانگر عواطف و باورهاي ايشان مي باشد . اين نوع موسيقي منبع الهام موسيقيدانان و آهنگسازان سراسر دنيا (هر كشور مختص به خود) بوده كه راويان آن ، عاشيق ها و بخشي ها و ... ، هنرمندان گمنامي بوده اند كه آن را به صورت سينه به سينه در گذر سده ها حفظ كرده اند و هم اكنون به دست ما رسيده است . اين چشمه زلال و فياض نغمه ها ، آوازها و ترانه ها در خلق آثار بزرگ موسيقي همواره دخيل بوده است . و به قول زنده ياد روح الله خالقي : ‹‹ يكي از منابع ذي قيمت موسيقي هر كشور آهنگ ها و نغمات و ترانه هايي است كه در نقاط مختلف آن مملكت خاصه در دهات و قصبات دور از شهر به وسيله مردم روستايي و ده نشين خوانده مي شود و چون اين موسيقي كم تر تحت تاثير افكار مردم شهرنشين واقع شده است ، طبيعي تر و به موسيقي حقيقي و اصلي و قديمي آن كشور بيشتر نزديك است . ››

                                   

طبق تقسيم بندي كه محقق ارجمند "حسين حميدي" براي اين موسيقي وسيع ومتنوع انجام مي دهد ، هشت منطقه جغرافيايي براي موسيقي نواحي ايران مورد توجه مي باشد كه اين هشت منطقه عبارتند از :

1. منطقه موسيقي آذربايجان

2. منطقه موسيقي تركمن

3. منطقه موسيقي خراسان

4. منطقه موسيقي سيستان و بلوچستان

5. منطقه موسيقي لرستان ، بختياري و فارس

6. منطقه موسيقي سواحل جنوب ايران

7. منطقه موسيقي كردستان

8. منطقه موسيقي گيلان و تالش

در هريك از اين مناطق ، موسيقي به صورت آوازي و سازي در مراسم خاصي اجرا مي شود و بيشتر نغمه ها ، ترانه ها و يا رقص ها پديد آورنده شناخته شده اي ندارند . شعر ترانه ها بيشتر در وصف قهرمانان محلي ، دلدادگان شوريده و زندگي روستايي است .

  درود بر همه عاشقان

  با تشکر

   سرمست           

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 20:10  توسط سرمست  | 

 

 تنبور ، حسین علیزاده

 آواز ، افسانه رثایی

 از اینجا دانلود کنید

 یا

 از اینجا دانلود کنید

 ( این قطعه متفاوت با اجرای "راز نو" بوده و به دلیل بالا بودن زمان ، در چند قسمت قرار خواهد گرفت که آواز خانم افسانه رثایی در قسمت بعدی می باشد .  )

 درود بر یاران گرامی

 با تشکر

   سرمست

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 12:27  توسط سرمست  | 

                     

                     

 سه تار ، محمدرضا لطفی

 کنسرت سوئیس ، قسمت دوم

 از اینجا دانلود کنید

 یا

 از اینجا دانلود کنید

 

   سرمست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 2:14  توسط سرمست  | 

 

استاد عبدالله دوامي در خطاب به مجيد كياني مي گويد : قدما هنگام شب ابتدا شور مي نواختند و سپس آوازها يا دستگاههاي ديگر را ؛ هنگام روز ، اول ماهور مي زدند و بعد دستگاههاي ديگر را . استاد كياني دستگاهها و آوازها را از لحاظ روحي و متافيزيكي نيز چنين تبيين مي كند : شور آغاز شب است و آوازهاي آن ادامه راه و اين آغاز هستي و آفرينش است . تلاش است ، جست و جو است و طلب . سه گاه سپيده دم است . پايان شب و آغاز روشنايي يا آغاز زندگي انسان ، آن هم عشق است . چهارگاه برآمدن آفتاب ، سرآغاز زندگي ، تابش نور ، ديدن و شناختن و معرفت است . ماهور آغاز روز ، آغاز زندگي ، شور و جواني ، غرور و توانگري ، بي نيازي ، سلحشوري و استغنا است . همايون ادامه روز ، تداوم زندگي ، اتحاد عشق و عاشق و معشوق ، توحيد است . راست پنجگاه پايان روز است ، فرو شدن خورشيد و خزان زندگي ، سرگشتگي و حيرت است . نوا سرانجام نيايش زندگي و انسان است . سرانجام آهنگ روشنايي روز كه به تاريكي و نيستي مي رسد ، فقر و فنا است ، نويد شبي تازه را مي دهد كه سرانجام تولدي است تازه و آن تكرار مدار كه همان ابتداي آن شور است .

 

                                                              *******

 

تار ، محمدرضا لطفی (ابوعطا)

کنسرت سوئیس

از اینجا دانلود کنید

با تشکر از لطف همه دوستان و همراهان بزرگوار

درود بر صاحبدلان گرامی

 سرمست .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 4:2  توسط سرمست  | 

موسيقي سنتي كه امروزه مورد پسند مردم قرار گرفته است ، به محدوده اي هنري و نيمه هنري و غير هنري اطلاق مي شود كه جا دارد انواع متفاوت آن از هم تفكيك گردد. وسعت اين سنت از درويش خان و حبيب سماعي شروع مي شود و به تاكستاني ، اسدا... ملك و ديگران خاتمه مي يابد . در دوران اخير ، مخصوصا بعد از انقلاب بهمن 1357 ، انواع ديگر هنري آن در محدوده اين سنت قرار مي گيرد كه از آن ميان مي توان از فرامرز پايور ، مجيد كياني ، حسين عليزاده ، پرويز مشكاتيان و اردوان كامكار ياد كرد . امروزه عنوان موسيقي سنتي به همه برداشت ها اطلاق مي شود كه همه آنها را مي توان در چهار چوب موسيقي جدي و تفنني تقسيم بندي كرد . موسيقي جدي به موسيقي اطلاق مي شود كه در اجراي آن انديشيدن فراموش نشده باشد . اين انديشه شامل ارزش هايي است كه از گذشته به ما رسيده و ما با برداشت امروز خود آن را باور مي كنيم . موسيقي جدي سنتي از انساني حاصل مي شود كه خود در راستاي اين هنر جدي بوده و زندگي اجتماعي او بيانگر هنر و كار جدي او باشد . تا ديروز تنها اجراي موسيقي جدي با همان برداشت هاي گذشته كافي به نظر مي رسيد ، اما امروزه اين گونه برخوردها نمي تواند جوانان تشنه را سيراب كند . نكته اي كه در اين برخورد بسيار پر اهميت است ، جان مايه ملي و آييني اين هنر است كه آن را ايراني نگاه مي دارد . به كارگيري تكنيك هاي غربي و ذهنيت ناشي از آن حس ملي را به شدت در امر هنر سنتي ضعيف مي كند . هر ساز ملي تنها مي تواند در چهار چوب انديشه و تفكر ايراني راه خود را باز يابد و با دانش امروز به جلو هدايت شود .

محمدرضا لطفي

***********

سه تار ، محمد رضا لطفی ( آواز اصفهان)

کنسرت سوئیس

از اینجا دانلود کنید

در صورت استقبال دوستان ، ادامه این مجموعه در سایت قرار خواهد گرفت .

(لازم به ذکر است که این مجموعه با اثر گریه بید متفاوت است و در دوبخش سه تار، اصفهان و تار ، ابوعطا می باشد)

با تشکر

سرمست .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 15:37  توسط سرمست  |