تولید آلبوم های تصویری گروه موسیقی هفت خان
سرپرست و آهنگساز : ذبیح الله وحید
اطلاعات و تصاویر بیشتر در http://haftkhan.com/
آغاز پیش توليد آلبوم هاي تصويري گروه موسيقي هفت خان
برای اطلاعات بیشتر به سایت هفت خان مراجعه فرمائید
بي مريم ( بي بي مريم)
محلي بختياري
سنتورنوازان تذرو
تنظيم:
مهدی شفیعی
همنوازان:
سنتور سل: مهدی شفیعی
سنتور سل: آذر شهابی
سنتور سل: لیلا کیوانی
سنتور سل: فائزه اعلایی
سنتور سوپرانو: یلدا ربیعی
سنتور باس: ویدا معتمدی
روی صندلی جلو وسمت راست ماشین خودمان، به قول معروف روی صندلی شاگرد، نشسته ام و به صدای استاد شجریان گوش میدهم و لذت میبرم. تک تک نغمه هایی که از سازها و حنجره آقای شجریان خارج میشود تار و پود بدنم را میلرزاند و گاهی دچار این احساس میشوم که پرده هایم دارند از هم میدرند. قطره اشکی در چشمانم حلقه میزند و روی گونه هایم میسُرد. جایی از تصنیف که دف شروع به نواختن میکند را بارها به عقب بر میگردانم و مجدداً با دقت تمام گوش میدهم. ناخودآگاه روی داشبورد ماشین با ضربات بم (تُم) دف ضرب میگیرم. از خود بیخود میشوم و حس میکنم بال درآورده ام و در آسمان پرواز میکنم. در حال و هوای خودم هستم که ناگهان ماشین عروسی تمیز و برق انداخته و گل و پاپیون زده از کنارم رد میشود. تا به خودم بجنبم و شیشه را پایین بدهم، رفتهاند و دور شدهاند. دلم میسوزد که فرصت را از دست دادم و نتوانستم تبریکی بهشان بگویم؛ حالا دیگر اگر داد بزنم هم فایده ای ندارد. حسرت میخورم که مدتهاست به هیچ جشن عروسیی دعوت نشده ام؛ با خودم فکر میکنم لباسهای نویی که خریده بودم و یک زمانی تصور میکردم با پوشیدن آنها خوش تیپ میشوم دارند به یک مشت لباس از مد افتاده و بنجل تبدیل میشوند.
چند روز بعد در خانه پشت میز کارم نشسته ام که صدای زنگ در را میشنوم. در خانه را باز میکنم تا او وارد خانه شود و بعد در ورودی واحد خودمان را باز میکنم. آقایی که مأمور پست است یا پیک، میآید جلو. پاکت سفیدی را به دستم میدهد. تشکر میکنم و تعارفش میکنم که بیاید داخل؛ ولی پاکت را میدهد و میرود. میگوید باید جاهای دیگر برود و بقیه پاکتها را تحویل بدهد. وقتی که از در خانه خارج شد، میآیم داخل اتاقم، پشت میز مینشینم و پاکتی را که گرفتهام باز میکنم. از دست نویس رویش میفهمم که کارت دعوت عروسی است. لبخند رضایت روی لبهایم مینشیند و با شوق و رغبت پاکت را باز میکنم. بله، بعد از مدتها به جشن عروسی یکی از اقوام همسرم دعوت شدهایم. از خوشحالی در پوستم نمیگنجم. دلم میخواهد همسرم را زودتر ببینم، کارت را نشانش بدهم و ژست بگیرم که من به عروسی دعوت شده ام. بالاخره حدود دو ساعت بعد او هم میآید و کارت را میبیند و خوشحال میشود. حالا باید خودمان را برای شرکت در مراسم آماده کنیم. مشکل خاصی ندارد، فقط من باید کت و شلوار و پیراهن و کراوات و کفش سِت کنم و همسرم مانتو و شال و پیراهن و کفش و.....و بچه هایم همینطور. بالاخره بعد از چند روز تلاش بیشائبه و مغازهگردی توسط همسر مهربانم همه چیز جور شده و زمان شرکت در جشن عروسی فرا میرسد. لباسهای نو را میپوشیم و بعد از بزک و دوزک کردن همسر گرامی و اُدکلن زدن بنده راه میافتیم. به سالن برگزاری مراسم که میرسیم بعد از زیارت ماشین عروس و گذشتن از تاق گلدار زیبایی که به ورودی سالن میرسد داخل میشویم. صدای موسیقی تا حد کرکننده بلند است. یک به یک آشناها را میبینیم و تا حدی که صدای وحشتناک بلندگوها اجازه می دهد سلام و احوالپرسی و گفتن تبریک است که پشت سر هم رد و بدل میشود. عروس و داماد هم برای خوشامد گویی به ما جلو میآیند. به داماد خوشبخت و عروس خانم زیبا تبریک میگویم. دست عروس را میبوسم و به آرامی مسیر را ادامه میدهیم تا به میزی اشغال نشده در گوشه سالن میرسیم و مینشینیم. در وسط و بالای سالن سکویی تهیه شده که نوازنده ها و خواننده هایی آن بالا مینوازند و میخوانند و این پایین و دور سکو جماعتی که بیشترشان نوجوانها و جوانها هستند حرکات موزون انجام میدهند. (( یک بار خدای نکرده فکر نکنید که این حرکات همان رقصیدن باشد؛ صرفاً حرکات موزون است؛ به خصوص حرکات موزون دورانی در ناحیه کمر و لگن و نیز حرکات موزون لرزشی در ناحیه قفسه سینه و شانه ها!!! )). جوانها یکی یکی و دو تا دو تا به جمع ایشان میپیوندند و مقداری حرکات موزون زیبا را انجام میدهند و در شادی دوستان شریک میشوند و من که توانایی حرکات ناموزون را هم از دست داده ام رقصیدن آنها را میبینم و لذت میبرم و شاد میشوم.
موقعی که این ترقص ها را میبینم و گوشم از شنیدن صدای بسیار زیاد و غیرقابل تحمل موسیقی خسته شده است با خودم فکر میکنم آیا در محدوده موسیقی کهن خودمان نغمه ها و ترانه هایی را نداریم که جوانان ما بتوانند با آنها شاد شوند و ساعتی خودشان را بجنبانند و انرژی درونشان را به نحو سالم تخلیه کنند؟
درعین حالی که قبول دارم انواع جدید موسیقی مثل موسیقی پاپ ایرانی، رپ ایرانی، و انواع جدیدتری از موسیقی که دارای آهنگهای کاملاً غربی هستند و فقط کلام فارسی دارند، همگی مقتضیات دنیای امروز هستند و هر کدام پاسخگوی بخشی از نیازهای روحی و ذهنی بعضی از افراد جامعه هستند، به نظرم میرسد که موسیقی معروف به موسیقی اصیل ایرانی دارای نغمهها و ریتمهایی است که میتوانند بسیاری از این نیازها را برطرف کنند و احتمالاً با انجام تنظیمهای جدید و وارد کردن کلام به نحو مناسب در این نغمه ها میشود مجدداً آنها را احیاء کرد. در واقع شایدغفلت ما از دستمایه های خودمان تا حدودی باعث شده باشد که هموطنان ما برای برطرف کردن نیاز طبیعیشان به شاد بودن و رقصیدن به موسیقیای رو بیاورند که متعلق به مملکت و فرهنگ خودشان نیست.
گرچه خوانندگان بزرگی مثل استاد شجریان بعضاً آثاری مانند « پیری و معرکه گیری » و استاد ناظری آهنگهای رقص کردی را خوانده اند، ولی این اقدامات برطرف کننده نیازهای حرکات موزون مردم و نیاز مردم به شاد شدن و شاد بودن نیست و از این بزرگان انتظار هم نمی رود که بعد از سالها فعالیت مستمر در زمینه های دیگر، دست به خواندن اینگونه موسیقی های طرب انگیز بزنند.
اکنون میطلبد تا آهنگسازان و تنظیم کنندههای وطنی در جهت احیای این نغمات و ریتمها اقدام کنند و خوانندگان جوانتری که با ردیف آوازی و گوشه های موسیقی آشنایی داشته باشند با ایشان همکاری نمایند تا بلکه شکاف عمیق ایجاد شده در موسیقی این مرز و بوم به نحو شایسته پر شود و جوانان این مرز و بوم حرکات موزون پیچشی و لرزشی را با ترانههایی که رنگ و بوی وطنی بیشتری داشته باشند به انجام برسانند و در این زمینه هم از فرهنگ غنی مملکت خودمان بهره ببرند تا فرهنگ غربی و یا ملغم های که به جای موسیقی ایرانی و به نام آن به خوردشان داده میشود.
دکتر احمد شهیدزاده ماهانی
مهدی شفیعی: سنتور سل
آذر شهابی: سنتور سل
فائزه اعلایی: سنتور سل
لیلا کیوانی: سنتور سل
ویدا معتمدی: سنتور باس
یلدا ربیعی: سنتور سوپرانو
گروه موسیقی هفت خان
شاهنامه و موسیقی
گروه هفت خان فعالیت هنری خود را در بهار 1388 در زمینه ی موسیقی ایرانی به سرپرستی "ذبیح الله وحید" آغاز نمود . هدف این گروه اجرای موسیقی بر اساس داستان های شاهنامه و دیگر متون ادبیات فخیم ایران زمین ، همراه با نقالی و هنرهای نمایشی در قالب دستگاه های موسیقی ایرانی می باشد .
شب برفی
آهنگ و تنظیم: مهدی شفیعی
(( گروه سنتورنوازان تذرو ))
سنتور سل کوک:مهدی شفیعی
سنتور باس: ویدا معتمدی
سنتور سوپرانو: یلدا ربیعی
(لطفا از لینک زیر دانلود کنید)
با عرض سلام و شادباش به مناسبت سال نو
از طرف خودم و سایر نویسندگان سیاه مشق به خصوص امید مرادی عزیز . کمال فاطمی گرامی و مهدی حقیقی محترم سالی سرشار از نغمه های دل انگیز برای شما عزیزان خواهانم.
بیست و ششمین جشنواره فجر
کنسرت گروه موسیقی رست
پنجم اسفند ۱۳۸۹
تالار سوره حوزه هنری - ساعت ۱۹

سنتور: مسعود آصفی / تار: مهدی حقیقی / تنبک: امیرمحمود صفرپور / تارباس: شهاب الدین اسکندری / عود: محمدرضا پوستی / نی: عماد خانکشی پور / کمانچه: میثم ستایش و سروش کمالیان / آواز: رزگار ملامحمودی
سرپرست: سروش کمالیان